سوغاتی

مادربزرگم از کربلا اومد....رفتم دیدنش...برام سوغاتی آورده بود...اگه حدس زدید چی بود؟....یه چیزی که خیلی دوست دارم....

.

.

.

.

.

.

.

.

برام یه عروسک سوغاتی آورده.....نصف خودمه....اسمشم مامانم گذاشت:"فلور".

/ 4 نظر / 2 بازدید
آرش

سلام نازنین جون خوشبحالت [پلک] خانمی چه خبر . من که دارم با دختر خاله کوچولو بازی میکنم خیلی نازه . مثله خودت [گل][تایید][قلب][پلک] آرش:[گل][گل][گل]

غریب آشنا

سلام ممنونم که سر زدی! بازم سرمون بزن![گل]

غریب آشنا

سلام بر حسیـــــــــــــــــــن (علیه السلام) سلام بر خاندان حسین چهل روز و چهل شب زیر شکنجه و تازیانه...! [گل]