آبگوشت!

- امروز سر کار یه نهار فاجعه داشتیم به اسم آبگوشت!....وای پر از دنبه های ریز که به هیچ عنوان نمیشد از آبش جداش کرد....تازه انقدرم چرب بود که نگو!....منم که گشنه...با زور ترشی و دوغ نصف آبگوشتم رو خوردم....بعدم تا از نهارخوری اومدم توی اتاقم...مسواکم رو برداشتم و کل دندونا و دهنم رو شستم.....بعدم یه باسلوق خوردم که مزه آبگوشته بره....تازه پالتومم بوی آبگوشت گرفته بود....با کلی عطر و اسپری بوش رو عوض کردم....حالا با این وضعیت قرار بو دکترم برم!

- برای یلدا برای خواهرزادم یه عروسکه آوازخون....برای خواهرم یه پیراهن خوشگل مارکدار ....برای دامادمونم یه بلیز بافت خاکستری خریدم....از سر کارم که بر میگشتم رفتم کسا برای عصرونه اسنک و ذرت مکزیکی خریدم.....خواهرزادم طفلی از 5 عصر بهم میگفت یلدا شد بهم کادو بدی؟؟!!...منم میگفتم نه....شام که خوردیم....بعدا میوه و شیرینی و آجیل و شکلات آوردم...اون موقع یلدا میشه....طفلی کلی دلش آب شد تا 9 شب بشه و کادوش رو بگیره.

- فعلا همین!

/ 0 نظر / 16 بازدید