جیل!

- از وقتی اتاقم رو از طبقه بالا به طبقه پایین منتقل کردم، بعضی از وسایلم رو گذاشتم طبقه بالا بمونه....به خاطر یه اتفاق دیشب جیل رو از بالا آوردم پایین....از اینکه این همه وقت اونو یادم رفته بود از خودم ناراحت شدم....دیشب تا صبح تو بقلم، توی تختم، پیش خودم خوابید...به یاد همه شبایی که با هم داشتیم و من یادم رفته بود...هنوزم جیل رو دوست دارم اما شیکری یه چیز دیگست!
- فعلا همین! 

/ 0 نظر / 4 بازدید