برگزیده؟؟!!

- امروز تایم چایی ساعت 10، سرپرستمون خواسته بود همه اتاق چایی جمع بشیم. جوابای انتخاب پ‍ژوهشگر برگزیده آموزش و پروش استان تهران اومده بود....بعد از کلی فاز دادن و اینکه حدس بزنید کی مقام آورده و اینا ...(همکارا می گفتند منم...منم میگفتم نیستم....اونا هم گفتند خب خودت میگی شاید نباشی...گفتیم شاید خود سرپرست باشه)...اعلام کرد که من پژوهشگر برگزیده آموزش و پرورش استان تهران شدم....بچه ها (یعنی دوستا و همکارا) همه بهم تبریک گفتند....یکی از دوستام میگه پس چرا ذوق نمی کنی؟؟...اگه من بودم جیغ میزدم و به همه میگفتم...اون یکی میگفت...آخه این براش این چیزا عادیه....راست میگه...این چیزا عادیه...دیگه ذوق نمی کنم...زندگیه من غبار گرفته است.

- به خاطر اینکه خواهرزادم پفک نخوره...توی کمد گذاشته بودیم و یواشکی من و خواهرم بر میداشتیم...یکی از پفکا افتاد توی لگن جیش خواهرزادم...منم گزاشتم توی کمد تا بعدا بندازم سطل آشغال....خواهرمم فکر کرده از پاکتش افتاده...گذاشت دهنش... بهش گفتم جیشی بود...(البته لگن خشک و تمیز بود).....خواهرم طفلی حالش به هم خورد.

- فعلا همین!

/ 0 نظر / 14 بازدید