آغاز دوباره!

- امروز بعد از افطار با برادرم رفتیم مدرسه آقای مجتهدی.....آقای مجتهدی استاد داییم بود...برادرم، پدرم و دایی هام و کلا خانواده ما همه هر موقع مراسمی بود مدرسه آقای مجتهدی میرفتند.....امروزم من برای اولین بار رفتم....رفتیم سر مقبره ایشون....هر چند به فاتحه من نیازی ندارند اما فاتحه با سوره انا انزلنا رو براشون خوندم....بعدم دو تا دعا.

- امروز از رادیو جوان تماس گرفتند خواستند که برای 9 تا 10 شب فرهنگسرای اشراق باشم تا باهام مصاحبه کنند..اما چون زمانش بد بود بهشون جواب رد دادم.

- شنبه و یکشنبه برای برنامه پلاسما بخش ذره بین برای رادیو جوان....دو تا 5 دقیقه ای متن در رابطه با خودروهای هیبریدی و ظروف یک بار مصرف تهیه و اجرا کردم اما خودم نرسیدم گوش بدم چون سر کار بودم!

- بععضی وقتا به سرم میزنه که ارشد برق رو بیخیال بشم، مقاله و اختراع و کار شرکت و کار تدریس رو بیخیال بشم....برم حوزه و درس بخونم....بعضی وقتا هم میگم برم از اول کنکور بدم و تجربی شرکت کنم، برم پزشک بشم.

- فعلا همین!

/ 1 نظر / 4 بازدید
غریب آشنا

سلام خدا بخیر بگذرونه! تبریک میگم! برات آرزوی موفقیت میکنم[لبخند] التماس دعا[گل]