حوصله!

- حوصلم بد جوری سر رفته.

- با اشاره یکی از همکارا فهمیدم مدل تایپ کردنم با همه فرق داره و با این حال که تایپ 10 انگشتی رو رعایت نمی کنم، از بقیه بهتر تایپ می کنم! فکر کنم یه مدل جدید اختراع کردم. 

- از اس اس ام مهندس بهمن که برای تبریک عید فرستاده بود، کلی ذوق کردم. نمیدونم چرا شاید چون حس و حالم رو آدمایی مثل مهندس بهمن، مهندس تعالی،مهندس افسر و ... درک می‌کنند.

- دیروز با خواهرم و خواهرزادم کلی رفتیم خرید و گشت زنی...ساعت 10:30 شب شده بود به برادرم زنگ زدیم اومد دنبالمون با هم رفتیم تازه شام خوردیم. رفتیم فیلا استار...خواهرزادمم گیر داده بود از زمین بازیش بیرون نمی یومد....یعنی ماجرا داشتیم با این بچه ها....آخر سر ساعت 12 شب رفتیم خونه.

- این پستچی بی ادبم هم فیلم هایی رو که برای عید سفارش داده بودم بهم نداد...الان دلم فیلم میخواد!...فیلمایی که برادرم داره هم به درد نمیخوره...همش جنگیه و اکشن...اه حالم بد شد.

- فعلا همین!

/ 2 نظر / 11 بازدید
saman

[گل]در این فاصله ی کم، من و تو، تک و تنها، چقدر دور، چه نزدیک، سراب زیبایی ست گرمی آغوشت، توهمی شیرین، در اوج حقیقت، این یک قدم میان من و تو به اندازه ی سال ها فاصله دارد، بغضم را فرو می دهم، مبادا تصویرت را از چشمانم بشوید، چه سنگین است حجم این دوست داشتن، صبر ایوب می خواهد، عشقی به وسعت اقیانوس، چه کنم با این دل تنگ کوچک که فقط تو را می خواهد...[گل]