دخترک

می دونست دخترک از دهنی کردن غذا بدش میاد....2 تا سوسیس با چنگال به دهانش گذاشت...با همون چنگال .... تکه های پیتزای توی سینی فر رو جا به جا کرد...زیر چشمی به دخترک نگاه می کرد تا شاید چیزی بهش بگه...دخترک هیچی بهش نگفت....هیچی..تو آزادی چون دخترک الان برده ای بیش نیست.

/ 1 نظر / 3 بازدید
نیوشا

سلام عسيمممم خوفييييييي؟؟؟؟؟؟خلي خوجحالم کدري که وامدي بهم سرزدي گلمممم بازم پيشم بياباشهههههه؟؟؟؟؟؟؟من توروبااسم وبلاگت لينک ....کردم البته اگه خواستي متوني بياي بگي بايه اسم ديگه لينکدکنم گلمممممم؟؟؟؟؟؟ خوب فعلابوس بوس باباييييييي تابعدددددددد.....عسلممممممم راستي منوبااسم وبم بلينکم گلمممممم فعلابوس بوس بابايييييي تابعدددددد.......عسلمممممممم......{[بوسه]}{[قلب]}{[بوسه]}