3شنبه 1 آذر 1390

دخترک سوار تاکسی شد....خیلی عجله داشت....گوشی موبایل راننده زنگ زد...راننده:"سلام عزیزم؟ چه حلال زاده ای!...همین الان از سر کوچتون رد شدم..به فکرت بودم".....بعد از کمی صحبت...مکالمشون تموم شد.....چند خیابون جلوتر....دوباره گوشی راننده زنگ زد.....راننده:" الو...سلام عزیزم...چه حلال زاده ای..داشتم همین الان از سر کوچتون رد میشدم...."!!!