امروزم مثل همیشه به یه همایش دیگه دعوت شده بودم....همایش هایی که همیشه میری...به این امید که چیزی ازش یاد بگیری...اما باز هم به جز خستگی هیچی عایدت نمیشه......اول از همه بعد از پخش سرود ملی و قرآن....فرمانده بسیج منطقه 6 (ناحیه ولیعصر(عج)).....سخنرانی کرد...بعدشم نوبت به دکتر تولایی رسید...رییس بخش علمی بسیج کل کشور.....بعد از اینکه از شهدای هسته ای یاد کرد....کثل بقیه فقط سخنرانی کرد...البته به نظرم حرفاش معقول تر بود.....بعضی چیزایی که میگفت...تجربه خودم توی این سال ها بود.....موقعی که می خواست بیاد پایین...تا سخنران بعدی برروی سن بره....خانومه میترا چراغی...برترین مخترع زن جهان....درد و دلش با این آقای دکتر شروع شد...خیلی سعی کردند ساکتش کنند...اما حرفش رو زد....این خانوم سال 87 یک اختراعی ثبت می کنه که آمریکا بابتش حاظر میشه بهش 400 ملیون دلار بده...اما این خانوم اشتباه محض انجام میده و طرحش رو به میزان 200 ملیون دلار به جهاد کشاورزی میفروشه.....اما هنوز که هنوزه...پولی گرفته که هیچ...تهدید جانی شده...درب خونش پلمپ شده و گفتند که باید 30% از این مبلغ رو به....(سانسور) بده....بهش گفتند جونت بیشتر می ارزه یا طرحت؟؟؟....بیچاره داخل سالن گریه‌اش گرفته بود....اما بازم جوابی بهش داده نشد.....آخر جلسه...بعد از صحبت های مهندس بهمن....نوبت به پاسخ و پرسش بین مخترع ها و مسئولین بود.....میدونید نتیجه این بود که :"اونا فرض کردند ماها احمقیم!...یادشون رفته ماهایی که امروز دور هم جمع کردند....مخترع ها و نخبگان جامعه هستیم"....خلاصه کلی حالم گرفت....انگار وضع من از خیلی از مخترع های دیگه بهتره...البته اونم به خاطر حمایت خانوادم هست...وگرنه منم وضعم معلوم نبود....بقیه ماجراها و درد و دل بقیه مخترع ها رو نگم بهتره که آدم میسوزه!

آهان...قسمت جالبش یادم رفت....میگه...برحسب اینکه اختراع چی باشه...چند تا بسیجی در اون طرح سهیم باشند...از 5.5 تا 140 میلیون تومان وام میدند...حالا چه جوری پس میگیرند جالبه....60 ماهه...بدون تنفس....با 14% سود!!!...میگم جدا فرض کردند احمقیم....یه اختراع، خام هست تا به حالت صنعتی و تولید انبوه برسه...چند سال وقت میخواد....چه جوری بدون تنفس.....طرحی که هنوز وارد بازار نشده...سودی ازش در نیومده.....علاوه بر قسطاش...پول سود هم بدیم؟؟؟