مادربزرگم از کربلا اومد....رفتم دیدنش...برام سوغاتی آورده بود...اگه حدس زدید چی بود؟....یه چیزی که خیلی دوست دارم....

.

.

.

.

.

.

.

.

برام یه عروسک سوغاتی آورده.....نصف خودمه....اسمشم مامانم گذاشت:"فلور".